بایگانیِ فوریه, 2011

۱۰ اسفند ۵ بعد از ظهر همه با هم می ایم .همراه شو عزیز

Advertisements

سفارتخانه های انگلستان ،هلند ،و سنگال از جمله سفارتخانه هایی هستند که در حال حاضر بدون سفیر می باشند .بعد از هلند و بریتانیا که سفرای آنها در اعتراض به نقض مکرر حقوق بشر در ایران تهران را به مقصد کشورشان ترک کردند ،سنگال نیز هفته گذشته در اعتراض به آنچه کمک حکومت ایران به شورشیان سنگالی خوانده بود، سفیر خود رااز ایران فرا خواند .این در حالی است که آذر ماه گذشته مقامات نیجریه محموله سلاحی را که در یک کشتی جا سازی شده بود کشف کردند ،که بعد مشخص شد که مبدا ارسال این محموله از ایران بوده است قابل ذکر است در همین ارتباط عظیم آقاجانی (عضو سپاه پاسداران ) نیز به عنوان متهم ردیف اول قاچاق اسلحه معرفی شد ،که خشم دولت های نیجریه و گامبیا (کشور مقصد ارسال محموله ) را از حکومت ایران در پی داشت و در نهایت مقامات ایران را مجبور کرد برای راضی کردن و چشم پوشی نیجریه از ادامه این ماجرا وعده باج ۳۰ میلیارد دلاری را روی میز مذاکرات با این کشور بگذراد.بعد از سرکوب معترضان توسط حکومت کودتایی ایران در ۲ سال گذشته که از موضوعات مورد بحث روز در ارتباط با سیاست داخلی حکومت ایران در قبال جنبش سبز می باشد ،خروج سفرای کشورها ،یکی پس از دیگری نشان از انزوای هر چه بیشتر ایران و شکست دیپلماسی این حکومت دجال در عرصه بین الملل دارد .

پوستر سه شنبه های اعتراض

منتشرشده: 25 فوریه 2011 در Uncategorized

اینک بر ماست که سبز تر از همیشه به تمامیت طلبان مستبد ثابت کنیم که این جنبش تا پایین کشیدن پرچم حکومت زور و تزویر و بالا بردن بیرق آزادی به راه خود ادامه خواهد داد

با وجود تهدیدات گسترده رژیم سرکوب در آستانه ۱ اسفند ،آنچه که دگر بار باعث وحشت اقتدار گرایان شد حضور گسترده آزادی خواهان جنبش سبز این بار نه فقط در تهران بلکه در جای جای ایران ،از تبریز تا سیستان و از کرمان تا کردستان بود .که نشان داد نه تنها نشانه ای از عقبگرد در جنبش دیده نمی شود بلکه این موج هر روز فراگیر تر می شود .اما نکته قابل تامل رویکرد حکومت در سازماندهی و برخورد با معترضان در ۱ اسفند بود .آنچه که در نگاه اول در تهران دیده می شد حضور گسترده نیروهای سرکوب حکومت به صورت متمرکز در نقاطی که احتمال تجمع مردمی می رفت که مبین این تعبیر بجا بود((تهران به پادگانی بزرگ تبدیل شده است )) و موضوعی که در این پادگان بزرگ نسبت به گذشته مشهود بود تبدیل شدن مراکز دولتی به بازداشتگاههای موقت است .در جایی که که زیرزمین ساختمان خبرگذاری ایرنا تبدیل به محل نگهداری دستگیرشدگان می شود ،آنها حتی از ساختمان صندوق مهر رضا هم چشم پوشی نکردند ،محلی که باید اصل و اساسش ایجاد مهرورزی و کمک به جوانان باشد در عمل تبدیل به بازداشتگاه مزدوران حکومت می شود . و از همه دردناک تر انتقال دستگیرشدگان بوسیله آمبولانسهای مراکز درمانی است که نشان می دهد این رژیم سرکوب از هیچ ابزاری برای رسیدن به اهداف پلید خود فروگذار نخواهد بود .از طرفی دیگر آنچه که آمار در رسانه های سبز نشان می داد بازداشت قریب به ۱۵۰۰ نفر معترضان در جریان درگیریهای ۱ اسفند بود و جالب تر از همه عکس العمل رسانه های وابسته به حکومت سرکوب بود که در سایتهای آنها چهره شهر کاملا آرام و معمولی به نظر می آمد و مردم نیز مشغول خرید شب عید هستند ،فقط تعداد اندکی از نیروهای امنیتی جهت برقراری نظم در سطح شهر مستقر شده اند که ان هم چیز مهمی به نظر نمی اید ، ولی همین خبرگزاری های دروغ پرداز به محض دستگیری ۲ ساعته فائزه هاشمی ،خبر از بازداشت او در حال رهبری آشوبگران را روی سایت خود مخابره کردند (خبر گذاری فارس ،رجاء نیوز ،و جوان ) البته در طرفی دیگر کیهان و شریعتمداری ( غلام حلقه به گوش رهبر دیکتاتور ) آنقدر با دروغ و سیاه نمایی عجین شده اند که گاهی اوقات حتی توانایی لاپوشانی گافهای خود را ندارند .و اتفاقی که همواره می افتد این است که کیهان و شریعتمداری از پس این افکار واپسگرا در پی مواجهه با ذهن بیدار و بینش سیاسی عمیق جنبش سبز ،خود را مستاصل و پریشان می بیند. از آمارهای دروغ او در ۲۲ بهمن ( حضور ۵۰ میلیونی ) و نماز جمعه ۲۹ بهمن ( حضور دهها میلیونی ) گرفته تا استفاده ابزاری از شهید جنبش سبز (مخبر نشان دادن صانع ژاله ) و صادر کردن احکام فقهی و حقوقی در روزنامه کیهان همه و همه نشان از علائم روانپریشی این تریبون هوچیگری اقتدار گرایان دارد .به هر حال به هدف نشستن خواسته اصلی جنبش که در شعار ((مبارک ،بن علی ،نوبتت سید علی )) به وضوح نمایان شد ،تنها از راه مشارکت عمومی و ایجاد یک سازماندهی راهبردی مشخص میسر خواهد شد و لا غیر .

آنچه از شواهد و قرائن پیداست ،این است که رژیم و گردانندگان اصلی حکومت هنوز از شوک وارد شده در ۲۵ بهمن با حضور سبز مردم ،خارج نشده اند .گرچه آنها در اجرای سناریو دروغ شهید شدن محمد و صانع (دو شهید سبز ۲۵ بهمن ) توسط منافقین دچار گاف بزرگی شدند ،ولی این مساله که چرا رژیم کودتا در این برهه از زمان دست به چنین دروغ پردازی زد و اینکه در این میان کدام قشر از مردم را مخاطب سیاه نمایی خود قرار داده است خود سوال دیگری است که شاید با کمی دقت در حواشی کنونی و تجارب گذشته بتوان پاسخ درخوری برای ان پیدا کرد . نخست اینکه در جلسه ای که با حضور عوامل رژیم قبل از ۲۵ بهمن تشکیل شده بود ،آنها به این جمع بندی رسیده بودند که در صورت کشته شدن فرد یا افرادی از میان معترضان جنبش سبز ،عامل قتل ان افراد را با برنامه از پیش تعیین شده گروهک منافقین اعلام کنند .و حتی اینکه اگر کشته شدگان احتمالی ساکن تهران و یا شهرستان بودند نیز موضوع دیگریست که اقتدار گرایان در هر دو مورد از قبل برنامه ریزی خاصی داشتند ،که جلو دادن صانع ژاله به عنوان بسیجی و و استفاده از گذشته او به اسم یک بسیجی در شهر کوچک پاوه آسانتر از ساخت یک محمد مختاری بسیجی در تهران پر از حواشی است .البته عوامل حکومتی به هیچ وجه انتظار ان رانداشتند که اسناد دروغ پردازی شان خیلی سریع توسط دوستان ،نزدیکان و حتی برادر صانع ژاله فاش شود. اگر به بحث چرایی موضوع داستان سرایی باز گردیم ،برای پاسخ به این سوال ابتدا باید قشر مورد مخاطب رژیم را پیدا کنیم .در یک دسته بندی ساده طرز تفکر افراد حاضر در جامعه امروز ایران را می توان به سه گروه تقسیم کرد .۱-جامعه مردمی مخالف رژیم که عمدتا بدنه جنبش سبز را تشکیل می دهند که از نظر آماری خیل عظیمی از اجتماع را در بر می گیرد ۲- دسته دوم عناصر وابسته به رژیم که از تداوم حکومت ولایت فقیه نفع مستقیم می برند مانند :سپاه ،بسیج ،دستگاه اطلاعتی و نیروهای امنیتی که در گفتار عامیانه مزدور رژیم نامیده می شوند .۳- و اما دسته سوم که به جهت عددی خیلی کم هم نیستند از پایداری نظام ولایت مدار نفع مستقیم نمی برند ،آنها هنوز گرفتار افکار متعصب و توهمات مذهبی اند ،اگر چه بارها از پس شروع این افکار مرتجع به پایان خودفریبی رسیده اند ولی باز دست بردار نیستند و همیشه در ذهن کوچک و روان پریش خود به دنبال عذر بدتر از گناه میگردند .این دسته همان قشر مورد مخاطب و افراد همیشه حاضر در محل اجرای تئاتر دروغ پردازی حکومت عوام فریب ولایی هستند .البته این را هم نمی توان منکر شد که هر چه زمان رو به جلو می رود و دست حکومت استبداد ،بیشتر برای مردم و این دسته مذکور رو می شود تعداد افرادی که دست از جهالت مرکب بر میدارند نیز بیشتر می شود .در کلام آخر هدف اصلی رژیم کودتا در حال حاضر ،همراه نگه داشتن قشر مورد اشاره در بالا است که با از دست دادن این پایگاه ،خیلی سریع تر از آنچه که باید شاهد سرنگونی خویش خواهد بود .

  1. سران مستبد حکومت ولایت فقیه را هیچ زمان اینقدر مستاصل و پریشان ندیده بودم .به راستی خودشان هم مانده اند چه بگویند ،باز هم چه عذری بدتر از این گناه بیاورند ؟با نگاهی گذرا به واکنشها و بیانیه ها عوامل رژیم ،نیک درمیابیم حرکت جنبش سبز در ۲۵ بهمن چقدراثر گذار و به موقع بوده ،در حالی که مخبران حکومتی تا قبل از این اذعان می داشتند :دیگر برای فتنه گران توانی باقی نمانده و ما توانستیم بعد از ۸ ماه آتش فتنه را خاموش کنیم ،ولی امروز بعد از خروش ۲۵ بهمن مردم آزادی خواه ،این شیطان صفتان اعتراف می کنند جریان فتنه بعد از ۲۲ ماه هنوز زنده است. ابتدا اقدام به راه انداختن نمایش دروغ می کنند که صانع ژاله را بسیجی جلو دهند ،بعد مراسم تشییع او را در امنیتی ترین حالت ممکن و با حضور جمعی از اراذل و اوباش بسیجی برگزار میکنند ،در حالی که همکلاسی های صانع  در خود دانشگاه محبوس هستند و از خداحافظی با او بی نصیب ،دوم :در حالی که موسوی و کروبی را عوامل امریکا و اسرائیل می دانند فردای ان روز آنها رادر مجلس دار می زنند ،نمایندگان خود فروخته ای که این فرصت را غنیمت می دانند تا تایید صلاحیت خود را برای شرکت در انتخابات بعدی مجلس از همین حالا بگیرند .در حالی که حاکمان تزویر افرادی مانند قالیباف و ناطق نوری که تا کنون کنار گود نشسته بودند را مجبور به بیان موضع می کنند تا بصیرتشان را بسنجند .محسنی اژه ای جلاد ترس از این دارد که با بازداشت سران فتنه آنها تبدیل به قهرمان ملی شوند ،عده ای دیگر از چماق بدستان حکومتی منزل کروبی وموسوی را محاصره کرده اند و خواستار اعدام آنها در اولین فرصت ممکن می شوند ، از سوی دیگر محسن رضایی موزیانه از آب گل آلود ماهی می گیردو با اعلام این موضوع که موسوی و کروبی عمله امریکا هستند ،سعی می کند شخصیت مخدوش خود را بازآفرینی کند ،عده ای ساده لوح مزدور هم از او تشکر می کنند. لاریجانی معلون رییس دستگاه قضا محاکمه سران فتنه را در این اوضاع به مصلحت نمی داند چرا که بر عواقب این موضوع واقف است ،خامنه ای دیکتاتور بزرگ سکوت کرده است ولی شریعتمداری سخنگویش باز شروع به یاوه گویی می کند ،دروغ پشت دروغ هر چقدر ان را هم می زند بویش بیشتر فضای اتاق فکر آقایان را بر می دارد بازی ادامه دارد ،ولی سید علی و اوبا شش این راند را هم میبازند.