بایگانیِ مه, 2011

حالا می‌‌فهمم چرا امسال سال جهاد اقتصادی نام گذاری شده ، از آنجایی که در این چند وقت اخیر آمار و ارقامی چه از طرف طرفداران دجال و چه از طرف حامیان رمال اعلام شده که نه تنها حرکت در مسیر جهاد را تایید می‌‌کند بلکه دود از کله ما نیز بلند می‌‌کند ، دجالان می‌گویند بابا محمود ما که می‌‌دونیم 720میلیارد تومان دادی که تو انتخابات رای بخری ، مشائی هم که داره پروژه راه می‌‌اندازه ۴۰۰ میلیارد تومان به بالا ، و اما رمالان می‌‌گویند این ما نیستیم که فقط داریم به جهاد اقتصادی می‌‌پردازیم ، اون ۷۶۰ میلیارد تومان که دادیم حوزه علمیه دوستان بروند عشق و حال جز جهاد حساب نمی‌‌شه، مقام عظما زنگ زد گفت مجتبی یه ۴ ، ۵ هزار تا شاگرد داره اینها بچه‌های خوبی‌ هستن دستشون تنگه یه کاری برای اینها بکن ، دستور دادم ماهانه نفری ۹۰۰ هزار تومان بهشون حقوق بدن گرچه می‌‌دونم مبلغ ناچیزه ، ولی‌ می‌شه باهاش یه جهاد اصغر راه انداخت ، پس شما هم امسال جهاد کردین ما اعلام نکردیم گفتیم ریا می‌‌شه ، بله دوستان به هر صورت با این پولها که در بالا به آن اشاره شد به نظر شما آیا واقعا غیر از این است که حامیان ۲ گروه مخلصانه در خدمت جهاد اقتصادی مدّ نظر مقام عظما قرار گرفته اند ؟

Advertisements

بدینوسیله جامعه وبلاگنویسان سبز، با اعلام غم و اندوه خود نسبت به درگذشت ورزشکار محبوب کشورمان، جناب آقای ناصر حجازی و عرض تسلیت خدمت خانواده ی محترم ایشان و همچنین تمامی دوستداران او، آمادگی خود را برای حضور در مراسم این بزرگوار اعلام می دارد و از تمامی دوست دارانش می خواهد که مراسمی برازنده ی ایشان برای وی برگزار نمایند.
ناصر حجازی، رادمردی بود که سر تعظیم بر مفسدان کشور فرود نیاورد و صدای اعتراضش در مقابل حاکمیت جور و فساد فرو ننشست. برماست که راه وی را ادامه داده و نشان دهیم که شیردلانی که با مردم می مانند، هرگز به فراموشی سپرده نخواهند شد.
جامعه وبلاگنویسان سبز- 2 خرداد 1390

یادمان نمی رود همین چند ماه پیش وقتی که می خواستند طرح هدفمندی یارانه ها را اجرا کنند ، چه بساطی راه انداخته بودند . هر کس از سیاست های دولت انتقاد می کرد به جرم بر هم زدن و اخلال در نظم اقتصادی جامعه، مورد شماتت قرار می گرفت . (حالا بگذریم که اصلآ کی اقتصادی وجود داشته که حالا نگران نظمش هم باشند . ) بله ان زمان چه بگیر و ببندی راه انداخته بودند . امان از دست این حکومت ریا کار که سراسر دروغ و تزویر ، اما حالا که دست به قول خودشان جریان انحرافی رو شده است به هر دری می زنند که دولت دست نشانده خودشون رو بی کفایت و دزد و زدولایت نشون بدن از کیهان گرفته تا فارس و الف و شفاف و تابناک …. همه همه، لحظه ای نیست که این سایت ها رو باز کنی و مطالب رمالی ، رانت خواری، اقتصاد ور شکسته و از این دست موضوعات که منتصب به اطرافیان احمدی نژاد و مشایی باشد رو مشاهده نکنی . یکی نیست بگه حالا چی شد اون رییس جمهور عادل که ازش سخن می گفتید ؟ دیدید حالا برای خودتون شاخ شده ، یاد صحبت های میرحسن افتادم اون مرد بارها و بارها گفت که این شیاد به فکر مردم نیست داره کارشو با دروغ گویی و خرافه پرستی جلو می بره ، اگر مملکت دست اینها بیوفته بحران از این هم بدتر خواهد شد.مرگ بر شما …


اقتصاد یک کشور همواره معیار قابل قبول و قابل استنادی برای ارزیابی کارکرد یک دولت در طول مدت سکانداری و در دست داشتن امور اجرایی کشور در دوره های مشخص شده چندساله درکشورمذکور می باشد. این شاخصه هم می تواند نردبانی برای گذر به دوره بعدی انتخابات در پایان دوره چند ساله آن دولت باشد وهم نظر و رویکرد جامعه را برای قانع نشدن از ادامه مسیر دولت فعلی در انتخابات بعدی به کلی تغییر دهد.
حال اگر به جامعه خودمان بازگردیم می بینیم این موضوع همیشه به عنوان یک ابزار در دست دولتمردانی قرار گرفته از آن برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کرده اند.و بیش از اینکه موتور محرک و پیشرفت جامعه باشد, دستاویزی یرای رسیدن به خواستگاه قدرت و تقابل جناح ها و دستگاههای اقتدارگرا در صحنه سیاست داخلی کشور می باشد. بی شک یکی از موضوعاتی که خصوصا دریکی دو سال اخیرنظر اقتصاد دانان,افراد سیاسی, و حتی اقشار مختلف جامعه را به خود مشغول کرده بود , مسإله هدفمندی یارانه ها بود. این طرح بعد از کش و قوس های فراوان و تإخیر چندباره در زمستان گذشته به اجرا درامد . طرحی که گرچه با مخالفتهای بسیاری از اقتصاد دانان که حتی نه سیاسی بودند و نه وابسته به دستگاه حاکم و تنها از سر دلسوزی اعتقاد داشتند که اجرای این طرح در شرایط فعلی و به دلیل اینکه بستر اجرای این برنامه هنوز در کشور ما مهیا نمی باشد, تلاشی است بی نتیجه , اگر خاطرتان باشد در بهبهه اجرای این برنامه و حتی پس از شروع اجرای آن , دستگاه حاکم چه حکومت اقتصادی به راه انداخته بود. هر شخص حقیقی و حقوقی و هر اقتصاد دانی که کوچکترین انتقادی برهدفمندی یارانه ها و معایب آن در اوضاع جاری اقتصادی کشور روا می داشت , لاجرم به اتهام بر هم زدن نظم اقتصادی و ایجاد اخلال در روند اجرای این طرح مورد شماتت قرار می گرفت و حتی بعضی از استادان دانشگاه نیز از این گزند به دور نماندند. به عنوان نمونه بارز انهم می توان به بازداشت دکتر فریبرز دانا اشاره کرد. اصولا رهبر رژیم ولایت مطلقه تبعیت بی چونه چرا از این طرح را بر خواص و عموم واجب کرده بود و مخالفت با آن را به مثابه مخالفت با نظام می دانست.
اگر از آن دوره گذر کنیم با بررسی اوضاع سیاسی کنونی کشور, با تقابل و عرض اندام رییس دستگاه اجرایی و ملیجک او مشایی , در مقابل خامنه ای رو به رو هستیم. گرچه این موضوع به مذاق رهبر رژیم اسلامی به هیچ وجه خوش نیامده و سعی داشته تا کنون در نظر عموم موضوع را نوعی کارشکنی و سنگ اندازی دشمنان و بدخواهان نظام جلوه دهد ولی در این میان نمی توان از پیامدهای جانبی این عرض اندام های سیاسی اقتدار گرایان بی توجه عبور کرد.
این روزها اگر کمی به تحلیل و تفسیرها و آمارهای اقتصادی رسانه های منتصب به طیف اصولگرای مخالف با دولت و بلندگوهایی که به عنوان زبان رژیم عمل می کنند دقت شود, میتوان به خوبی دریافت که چگونه به صورت کاملا آشکار رویه انتقاد از سیاستهای اقتصادی دولت احمدی نژاد را پیش گرفته اند و آمار وارقامی که از طرف رییس دولت به دروغ در مقاطع مختلف بیان می شده را یکی پس از دیگری به صورت شفاف و طعنه زننده ای اعلام می کنند. از آمار بیکاری و اشتغال وتورم گرفته تا خالی بودن صندوق ذخیره ارزی , عملی که تا همین چند ماه قبل نوعی اخلال در نظم اقتصادی تلقی می شد , اما امروز و پس از جریانات اخیر این انتقادات تبدیل به طرفداری از اقتصاد سالم و دلسوزی برای نظام می شود.
این نکته را نمی توان نا دیده گرفت , خامنه ای با وجود اینکه کاملا از اوضاع نا به سامان تولید در کشور مطلع است اخیرا در نطق خود از روی آوردن به تولیدات بیشتر در داخل و گذراز واردات بی رویه سخن گفته است , و مصداق جهاد اقتصادی را در مصرف کالاهای تولید داخل می داند, از سوی دیگر روز به روز با ورشکستگی کارخانه ها و بنگاههای اقتصادی و بحران داخلی در عرصه تولید به دلیل تحریم, واردات بیش از اندازه , ساختار غلط اقتصاد کشور مواجه هستیم
با جمع بندی این مطالب از گذشته تا کنون می توان به یک نتیجه کلی رسید , گرچه رهبر رژیم واقتدارگرایان دست نشانده او بابت به مسند نشاندن احمدی نژاد در انتخا بات 88 هزینه گزافی متحمل شدند و کنار گذاشتن وی در این آشفته بازار ,نمایانگر بی درایتی خامنه ای درانتصاب رییس جمهور منتخب خود می با شد. اما تنها راه برای او نمایان کردن بحران عظیم اقتصادی (از طریق گردانندگان نظام و جامعه روحانیت ولایی ) جامعه و در صورت تداوم روند مو جود دولت فعلی می باشد.
این شاید آخرین تیر باقی مانده در کمان برای رهبر رژیم ولایت فقیه باشد که با توجه به شواهد موجود و از طریق مجلس فرمایشی و در نهایت حکم حکومتی بر پیکره دولت وارد کند.