بایگانیِ اکتبر, 2011

 جای بسی تعجب است که در گزارش آقای احمد شهید از نقض مسائل حقوق بشری در ایران , هیچ نامی از این عزیزان ( جان باختگان بعد از انتخابات ) برده نشده است . گرچه پیش از این هم برخی از فعالین سیاسی در مورد نادیده گرفته شدن حقوق بعضی از زندانیان سیاسی , عقیدتی نظیر آیت الله بروجردی در این گزارش اعتراض خود را به نماینده ویژه سازمان ملل در امور ایران رسانده بودند . حال سوال اینجاست , افرادی که ساعتها وقت گذاشته اند که با گردآوری و تسلیم این گزارش به آقای احمد شهید , چگونه موضوعات پررنگ و آشکاری نظیر موارد ذکر شده در این نوشتار را از یاد برده اند و تنها به دفاع از حقوق طیفی خاص از زندانیان و جانباختگان پرداخته اند ؟

Advertisements
 مهندس حشمت الله طبرزدی طی پیامی از زندان گوهردشت اعلام نموده است در شرایط موجود و با توجه به غیر دموکراتیک بودن انتخابات در جمهوری اسلامی ، هرگونه تبلیغ و تلاش در انتخابات برای مشارکت مردمی که خون خود را نثار حق طلبی، آزادی خواهی و دموکراسی خواهی کرده اند انحرافی بزرگ محسوب می شود. این در حالی ست که  نیروهای وابسته به حکومت سعی در فراخوانی مردم به پای صندوقهای رای دارند. انتخابات در جمهوری اسلامی  در فضای استبداد، زندان و شکنجه هیچگاه پاسخگوی مطالبات مردم ایران نبوده و نخواهد بود. شعار انتخابات آزاد در فضای خفقان آور جمهوری اسلامی تنها ریختن آب به آسیاب استبداد  و انحرافی بزرگ از مسیر مقاومت سیاسی – مدنی دراستقرار دموکراسی، حاکمیت غیر دینی (سکولاریسم) و احیای حقوق بشر محسوب می شود.
نماینده جنبش سکولار- دموکراسی درایران ضمن تاکید بر برابری حقوق  همه مردمان ایران از طیفهای مختلف فرهنگی و دینی در بخش دیگری از این پیام به ۱۱ زندانی پیرو دیانت بهایی اشاره کرده  و گفته است  در شرایطی که ۱۱ زندانی بهایی بی گناه در بند ۱۲ زندان رجایی شهر با حبس های طویل المدت به سر می برند، چگونه نیروها و احزاب سیاسی آزادیخواه در قبال این رفتار ضد بشری حکومت سکوت اختیار کرده اند،؟ آیا بهتر نیست این نیروها و احزاب بخاطر سکون و انفعال خود در برابر این فجایع غیر انسانی فکری به حال خویش بکنند ؟!!!
در بخشی دیگر از این پیام آمده است: با توجه به تحریمها و رسانه ای شدن اختلاسها و دزدی های کلان سران حکومتی ، کمر جمهوری اسلامی طوری شکسته است که دیگر قادربه راست شدن دوباره نیست . این  نوع رفتارهای ضد ملی از سوی جمهوری اسلامی امروز بر هیچ کسی پوشیده نیست. نظام جمهوری اسلامی که مدعی عدالت و برابری تنها برای مسلمانان جهانبوده است آنقدر دچارفساد درونی خود شده است که قادر به پوشاندن فضاحتهای خود حتی در میان خودی ها نیست .این فضاحت اما نتیجه رقابت در چپاول اموال ملی مردم مصیبت زده کشورمان بین طیف های رقیب ولایت است.دعوت به سکوت ولایت در سرپوش گذاشتن بر فضاحت اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی اثباتی بر این مدعا است که خانه از پای بست ویران است وخواجه اندر پی نقش ایوان.!

صحبت از واژهء سکولاریسم” همواره مورد چالش بسیاری از اندیشمندان، فعالان سیاسی و هر شخصی که در سیاست دستی بر آتش دارد، بوده است . اگر قصد آن را داشته باشیم که در کوتاه ترین شکل ممکن تعریفی ازاین واژه ارائه کنیم می توانیم به «جدایی نهاد حکومت از هر گونه ایدئولوژی،که دین نیز بر گرفته از آن است»اشاره کنیم .

حال اگر از منظر گردانندگان نظام اسلامی حاکم بر ایران به موضوع سکولاریسم بنگریم تا حدود زیادی در می یابیم که چرا ایادی حکومت حتی از به زبان آوردن این لغت هراس دارند و بیشترین فشارها را همواره بر زندانیان سکولار روا داشته اند.

رژیم حاکم در این سه دهه کوشیده است از احساسات و اعتقادات مردم برای پیشبرد مقاصد خود استفاده کند و تا حدودی نیز در این امر در بين اقشار خاصی از جامعه موفق شده است، امروز با جامعه ای رو به رو هستیم که بخش عمده ای از مردم با تفکر مذهبی (چه پر رنگ و چه، در بسیاری از موارد، به صورتی کم رنگ ) رشد کرده اند و به دین به عنوان یک باور درونی اعتقاد دارند. حال، با در نظر گرفتن این وضعيت، می توان پرسيد که تعریفی که سردمداران حلقه حاکمیت از یک نظام سکولارارائه می دهند چیست؟

حکومت، در پی اهداف خود، همیشه سعی بر آن داشته تا لباسی ضد دین و ضد مذهب بر تن یک نظام مبتنی بر سکولاریسم بپوشاند.در صورتی که سکولاریسم از هیچ نظر ضد دین نیست و، بر عکس، یک حکومت سکولار- دموکرات، که اساس آن بر بنياد مفاد اعلامیهء جهانی حقوق بشر باشد، در بر گیرندهء حقوق تک تک افراد جامعه بوده و متضمن برخوردار بودن همگان از هرگونه نگرش و اعتقاد درونی، آن هم به عنوان یک حق مسلم، می باشد. يعنی، در مبحث سکولاریسم اصولاً موضوع ضدیت با دین مطرح نیست.بعلاوه، قانون اساسی یک نظام سکولار-دموکرات که بر پایهء اعلامیهء جهانی حقوق بشر نوشته شود این مشخصه بارز را در خود دارد که هیچگونه تبعیضی را در هیچ زمینه ای برای افراد جامعه اعمال نمی کند. در نتیجه نه تنها نوع نگرش و تفکر هر فرد را محترم می داند بلکه از مسلط شدن یک ایدئولوژی و تفکر خاص بر جامعه، که منتج به دست اندازی به حریم خصوصی افراد خواهد شد، جلوگیری به عمل می آورد .

حال، با بازگشت به آنچه که پیش تر گفته شد،می بينيم که حکومت اسلامی به خوبی با ماهیت نظام سکولار آشناست اما، از آنجایی که خود یک حکومت ایدئولوژیک و تبعیض آمیز است (که نشانه آن را می توان به وضوح در تبعیض های قومی، دینی، نژادی، جنسیتی که رژیم همواره بر مردم روا می دارد مشاهده کرد)، هیچگاه تحمل یک نظام مبتنی بر خواست و ارادهء آحاد مردم را نخواهد داشت؛ و از این روست که در تعریف خود از یک حکومت سکولار در ذهنیت افراد نا آگاه،و به خصوص آن عده که تفکر مذهبی در وجودشان پر رنگ تر است، پرچم دین ستیزی حکومت نوع سکولار را علم می کند.

همچنين می توان پرسيد که اصلاح طلبان حکومتی، که کلیت نظام دینی و ولایت فقیه را قبول دارند، چگونه به این موضوع می نگرند؟

اگر به دیدگاه این طیف ـ که شعارهائی همچون آزادی بیان، مردم سا لاری دینی، و استقرار یک حکومت دموکراتیک (البته زیر لوای نظام دینی!) را مطرح می کنند ـ نظر کنیم، این سوال به ذهنمان می رسد که چگونه می توان دو مفهوم”نفی سکولارسیم” و ”دموکراسی” را در کنار یکدیگر گذاشت و پذیرفت؟ در حالی که وجود سکولاریسم و دموکراسی لازم و ملزوم یکدیگرند، آیا اصولاًمی توان بدون داشتن یک جامعه سکولار در عين استقرار یک نظام به اصطلاح ”دموکراتیک اسلامی” به جامعه ای بی تبعیض رسید؟

با توجه به اینکه فرض محال، محال نیست، بيائيدتصور کنيم روزی فرا رسد که اصلاح طلبان به آنچه که می خواهند دست پیدا کنند وامور جاری کشور را به دست گیرند. حال، برای روشن تر شدن موضوع، می توان به ذکر چند پرسش پرداخت:

– آیا آنها می توانند قانون اساسی اسلامی را، که بسیاری از مواد آن بر اساس استخراج و تفیسر دین اسلام و مشخصا مذهب شیعهء دوازده امامی نگاشته شده، تغییر دهند ،و در همان حال خود معتقد به یک نظام مبتنی بر دین باشند؟

– آیا آنها در رابطه با مسئله ولایت فقیه که خود نیز گاه و بی گاه از وجود آن به عنوان دیکتاتوری یاد می کنند، دست به یک تغییر بنیادین در قانون اساسی خواهند زد؟

– آیا در جامعهء دموکراتیکی که به دنبال اش هستند اجازه خواهند داد یک کشیش مسیحی آزادانه به تبلیغ دین خود بپردازد و هراسی از پیگرد اسلامیست ها نداشته باشد؟

– آیا در «نظام مردم سالار اصلاح طلبان» شخصی با داشتن دین زرتشتی می تواند پس از طی مراتب علمی بر مسند قضاوت بنشیند؟

– آیا بهاییان می توانند همانند دیگر شهروندان از حق طبیعی ادامهء تحصیل بر خوردار شوند؟

– آیا در حکومت دموکراتیک اصلاح طلبان یک مفتی اهل سنت اجازه دارد مسائل اسلام را از دریچهء دید خودش تفسیر و تبیین کند؟

– آیا می تواننداجحافی را که در این سال ها در سایه یک حکومت دینی و ایدئولوژیک بر زنان رفتهاست جبران کنند و از تبعیض روز افزون و بیشماردر مورد این قشر (يعنی مسائلی نظیر حجاب اجباری، تفکیک جنسیتی، حق برابر زن و مرد در برابر قانون و موضوعاتی از این دست) بکاهند؟

با کمی تأمل بر نمونه های ذکر شده،به خوبی می توان به این نتیجه رسید که،حتی در بهترین حالت، امکان پوشانیدن لباس جامعه ای دموکراتیک و بی تبعیض برتن نظامی شکل گرفته بر پایهء دین و ایدئولوژی مذهبی، وجود ندارد.

شکی نیست که جامعه ای دارای ساختار دموکراتیک و بی تبعیض خواهد بود که قانون اساسی اش سکولار بوده و بر پایهء اعلاميهء جهانی حقوق بشر مکتوب شده باشد. اين اصول لازمهء ایجاد یک جامعه< دموکراتیک اند که در آن تساوی و احترام به حقوق تک تک افراد پذیرفته و نهادینه شده باشد.

اعلاميه به مناسبت درگذشت دکتر مهرداد مشايخی

امروز، با کمال تأسف، از خبر درگذشت روشنفکر مبارز وطن
مان، آقای دکتر مهرداد مشايخی، مطلع شديم و بدينوسيله مراتب تسليت صميمانهء خودو
همهء اعضاء شبکهء سکولارهای سبز ايران را تقديم اعضاء خانواده، دوستان و همرزمان
ايشان می کنيم.

دکتر مشايخی روشنفکری فرهيخته، روشن ضمير و صاحب ذهنی دقيق
و عميق بود که با نوشته های پر بارش مجموعه ای از نظرات سياسی آموزنده را برای
اپوزيسيون انحلال طلب ايران بجای گذاشته است. فقدان او خلاء بزرگی را در ميان جمع
روشنفکران سکولار ـ دموکرات ايران بوجود می آورد که اميدواريم بوسيله صاحب نظران و
متفکران سياسی دلسوز وطن مان پر شود.

او ذهنی جويندهء راه های وصول به دموکراسی، آزادی و عدالت
اجتماعی، و دلی سرشار از مهر ايران داشت. پيام کوتاه او در آخرين گفتگوئی که انجام
داده است می تواند راهنمای همهء ايران دوستان و مبارزان راه آزادی باشد؛ آنجا که می
گويد:

«نگاه من به روشنفکری است که سکولار باشد تا بتواند اولویت
فکری خود را پیش از هر ایدئولوژی و عقیده دیگری به مردم سالاری
و دموکراسی در ایران اختصاص دهد. همچنین لازم است روشنفکر ایرانی از این زاویهء
جهانی به مسایل ملی ایران فکر کند. مشی فکری
بومی‌گرا و ناسیونالیزم افراطی، و عدم درک التزامات و منافعی که
همزیستی مفید و موثر و صلح‌خواه در جامعهء جهانی را
عاید ما می‌گرداند، باعث انزوا و عقب افتادن از قافله تمدن بشری و دستاوردهای آن خواهد
بود».

يادش را گرامی می داريم و پر توان تر از هميشه برای تحقق
آرزوهايش در مورد مردم زادگاهش گام بر می داريم.

مسئولان شبکهء سکولارهای سبز
ايران:

مهدی حاذق اعظم، آرام حسامی، رضا حسين
بر،

محسن ذاکری، فرخ زندی، افسانه مهاجر، آرمان
نجم، اسماعيل نوری علا

بنفشه زند بونازی فعال حقوق بشر فرزند شادروان سیامک پورزند در مقر سازمان ملل
متحد، پیام آقای بروجردی از زندان اوین به آقای بانکی مون را قرائت می کند.