بایگانیِ مارس, 2012

  طرح سوال از رئیس دولت انتصابی در حالی که میرفت به چالش جدی میان احمدی نژاد و نمایندگان منتقد دولت بدل شود , در واقع به یک فیلم کمدی کلاسیک یک ساعته تبدیل شد . حضور احمدی نژاد برای پاسخ به سوالات نمایندگان مجلس سرانجام به تمام اما و اگرها خاتمه  داد , رئیس دولت دهم اولین شخصی بود که در طول حکومت 33 ساله ولایت فقیه جهت پاسخگویی به نمایندگان در مجلس حاضر می شد . و این درحالی اتفاق می افتاد که این طرح بارها به دلایل گوناگون به تعویق افتاده بود . شاید مهم ترین دلیل این موضوع , بیم رهبری نظام و افراد نزدیک به بیت رهبری از افشاگری رئیس دولت انتصابی بواسطه در اختیار داشتن پرونده هایی ست که باز کردن هر کدام از آنها موجب از بین رفتن حیثیت افراد متصل به باند ولی فقیه و عیان شدن فساد اقتصادی گسترده ء دستگاههای نظامی و امنیتی و روحانیون همساز با علی خامنه ای شود . از این رو رهبر حکومت خیلی به این امر رغبت نشان نمی داد ولی از طرفی نیز شکست انتخاباتی کاندیداهای نزدیک به دولت این اطمینان را به نمایندگان اصول گرا و حامی سوال از رئیس دولت داده بود که اکنون می توانند از این شکست ِ به زعم آنها « جریان انحرافی » استفاده کنند و « در رأس امور بودن مجلس » را به احمدی نژاد تفهیم کنند .

نحوه سوال از احمدی نژاد برابر آیین نامه مجلس در 15 دقیقه انجام شد و 10 سوال مطرح گردید . پاسخ های احمدی نژاد نکته های جالب و درخوری داشت که نگاهی گذرا به آنها خالی از لطف نیست .

نکته اول : احمدی نژاد اولین کنایه خود را با اینکه « بعضی از دوستان گفتند نزدیک عید است و چهارشنبه سوری » و بهتر است مردم شاد باشند ولی من ترجیح دادم بیایم پاسخگوی سوالات شما باشم , بیان کردن رسم « چهارشنبه سوری » از طرف وی نوعی تقابل با اشخاص بلند پایه نظام و مراجع حکومتی ست که برگزاری این جشن را بدعت و خرافه می دانند . در واقع احمدی نژاد با به میان آوردن این موضوع سعی بر آن داشت که نشان دهد جانب مردم گرفته است و همراه با آنهاست

نکته دوم : آنجایی که سوال از پرداخت نشدن تسهیلات مترو شد , رئیس دولت با صراحت گفت : بانک مرکزی اعلام کرده که موجودی ذخیره ارزی صفر است . این همان حسابی ست که بارها در سخنرانی های احمدی نژاد طی سفرهای استانی و همچنین مصاحبه های دوره ای با صداو سیمای رژیم , پر بودن این دارایی ( به دورغ )  را از افتخارات دولت خود می دانسته , اما چرا اکنون تهی بودن آن را آشکارا بیان می کند ؟ چرا که او نیک می داند برداشت از حساب ذخیره ارزی به دستهای بالاتر و قدرتمند تر از دولت مربوط می شود که حتی نمایندگان مجلس هم توان و اجازه تحقیق و تفحص و چرایی این ماجرا را ندارند و واضح است که موضوع به همین چند جمله ختم خواهد شد .

نکته سوم : اما در موضوع ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی, باز هم مانند هر زمان دیگری رئیس قوه مجریه با عدد سازی و ذکر این جمله که « اگر شما هم کمک کنید می شود » در واقع قضیه را ماست مالی کرد و به راحتی با خنده و شوخی از این مهم عبور کرد .

نکته چهارم : درجایی که صحبت از هدف مندی یارانه ها شد , وی سعی کرد از طرح دفاع کند و در ادامه از آن شگردهای همیشگی خود استفاده کند , وی علت گرانی حال حاضر ( که خودش همیشه ان را انکار میکند ) را دستهایی می داند که در بالا رفتن قیمت طلا و ارز و آشفتگی بازار نقش داشته اند و وعده داد که بعدا برای مردم توضیح خواهم داد , از همان میگم های همیشگی احمدی نژاد که حکومتی ها را ساکت میکند .

نکته پنجم : احمدی نژاد در مورد خانه نشینی , این موضوع را با خنده و شوخی گذراند که همه همکاران من از فرط  کار زیاد « فنر زده اند » و پیچ و مهره آنها شل شده است , منم همینطور یک روز هم استراحت و خانه نشینی نداشتم

نکته ششم : احمدی نژاد در مورد اینکه گفته بود مجلس در رآس امور نیست , اعلام کرد : « من مخلص شما هستم و با استدلال این موضوع را بیان کردم » , اما این استدلال می تواند معانی متعددی داشته باشد . مهمترین دلیل آن که بر همگان مبرهن است « فرمایشی بودن و گوش به زنگ بودن مجلس است » این دلیل ناگفته رئیس دولت آنقدر نمایندگان را برافروخته کرد که احمد توکلی از نمایندگان اصول گرا مجلس و منتقد جدی احمدی نژاد در سایت « الف » نوشت « جلسه طرح سوال از رئيس‌جمهور با هر كيفيتي بود برگزار و تمام شد. هرچند شوخي هاي زننده آقاي رئيس‌جمهور با نمايندگان، روابط دولت و مجلس را تلخ كرد اما پيشنهاد ما به نمايندگان محترم اين است كه اين روز تلخ را فراموش كنند و به مطالبات به‌حق و فوري مردم و توليدكنندگان كشور بپردازند. ادامه پرداختن به اين موضوع، هيچ فايده‌اي جز كشمكش‌هاي بيهوده و فرسوده كردن اعصاب‌ها ندارد. البته آقاي رئيس‌جمهور بايد بداند توهين به مجلس در خانه ملت بي هزينه نخوهد بود اما دعوا و پرخاش و توهين متقابل آن هم با رئيس‌جمهوري كه چنان ادبياتي دارد، هرگز در شأن اين ملت نجيب و نمايندگان‌شان در خانه ملت نيست.»

نکته هفتم : ایشان در مورد تخصیص تنها بیست در صد از بودجه فرهنگی و نه بیشتر و اینکه این بودجه کجا خرج گردیده گفت : « من باید از شما بپرسم کجا خرج شده , چراکه ما فقط جهات را تعیین کردیم و این شما بودید که بودجه به نهاد ها اختصاص دادید , بروید از دیوان محاسبات بپرسید به جای انکه وقت ملت اینجا گرفته شود » اینگونه ادبیات همراه با توهین به نمایندگان اینگونه در ذهن بیننده عام تداعی میکند نمایندگان حتی در پایان دوره عمر مجلس هنوز وظیفه خود را به خوبی تشخیص نمی دهند که کاملا در رفتار احمدی نژاد این القاء پیدا بود .

نکته هشتم : در مورد برکناری وزیر امور خارجه حین مأموریت خارج از کشور احمدی نژاد اظهار داشت : آیا من به ایشان مأموریت داده بودم ؟ و وقتی که به عزیزی ( منوچهر متکی ) می گوییم خیلی ممنون , دیگر شما تشریف ندارید , مأموریت دیگر مفهومی ندارد که این هم بنا بر اصل 136 از اختیارات رئیس جمهور است . نکته ظریفی که در پاسخ احمدی نژاد نهفته است این است که به عوام گوشزد کند , مأموریت به وزیر امور خارجه از طرف نهادهای دیگر نظیر بیت رهبری داده شده است که در واقع متکی برای حل و فصل روابط شکرآب شده رژیم ( در موضوع قاچاق اسلحه سپاه به آفریقا ) با سنگالی ها به این کشور سفر کرده بود .

نکته نهم : چرا در مبحث حجاب و عفاف نظر دادید ؟ رئیس انتصابی دولت در جواب به این پرسش موضوعی را مطرح کرد که به هیچ عنوان به مذاق اشخاصی که در خط فکری رژیم از حجاب سختگیرانه دفاع میکنند از جمله روحانیون تند رو و اصول گرایان نزدیک به بیت رهبری , خوش نیامد , احمدی نژاد با بیان اینکه چرا هر زمان که مناسبتی است صدا و سیما همه افراد با تیپ های مختلف را نشان می دهد ولی بعد دستگاههای مربوطه با همین افراد برخورد می کنند ؟ به واقع وی در اینجا از همان شگرد پوپولیستی خود استفاده کرد تا یکبار دیگر مردم را در مقابل محافظه کاران تند رو نظام و رهبر حکومت قرار دهد .

به هر ترتیب جلسه پرسش و پاسخ نمایندگان از رئیس دولت به پایان رسید اما موضوعی که اکنون به اختصار قصد دارم به آن بپردازم نوع ادبیات سخیفی ست که احمدی نژاد چه در گذشته و چه در این نشست بارها آن را به کار برده است , به سخره گرفتن نمایندگان و با شوخی جواب دادن به پرسش هایی که از دید نمایندگان به موضوعات بسیار جدی در حوزه های سیاسی , اجتماعی و اقتصادی کشور مربوط می گردد و به کار بردن الفاظی چون « بیایید صفا کنیم » , « با یک شاسی که فوق لیسانس نمی گیرند » و پوزخند زدن های پی یا پی , بیش از پیش شأن واقعی رئیس منصوب رهبری بر دولت به اصطلاح « خدمتگذار » را به نمایش گذاشت . اینگونه ادبیات تنها مختص به جناب احمدی نژاد نیست چند روز قبل هم « محمد جواد لاریجانی » به عنوان نماینده ویژه حکومت در امور حقوق بشر نیز احمد شهید ( نماینده ویژه حقوق بشر در امور ایران ) را « مغرض و نادان » نامیده بود دراین راستا اگر از افرادی نظیر احمد خاتمی و علم الهدی که دستی بر آتش دارند بگذریم از رهبر حکومت ولایت فقیه نمی توان به راحتی گذشت که رئیس جمهور امریکا را متوهم خطاب می کند .

این اپیدمی نشان از فرهنگ گفتگویی دارد که علی الخصوص در بین نیرهای پایین دست بسیج و ارازل و اوباش لباس شخصی به کرار دیده می شود , شاید نمونه بارز این فحاشی « سعید تاجیک » از اعضای بسیج و نیروهای انصار حزب الله به فائزه هاشمی بود که فیلم کوتاه این فحاشی بارها در سایتها و شبکه های اجتماعی به نمایش درآمد و چه بسا هستند بسیاری از افرادی که به دفعات مورد هجمه فحاشی و ادبیات زشت این افراد قرار گرفته و می گیرند . اما باید پذیرفت که اینگونه ادبیات جزء فرهنگ جدایی ناپذیر اشخاصی ست که خود را ذوب شده در ولایت می بینند و برای آن ولو به قیمت از میان رفتن همه اصول و ارزشهای اخلاقی , سر و جان می دهند .

      به قلم مهدی رود

 

   چهارشنبه سوری جشنی است مانند بیشتر جشنهای ایرانی که به ستاره شناسی بستگی تام داشته ومبدإ همه ی حسابهای علمی تقویمی بشمار می رود. در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری جهان را نموده و کبیسه پدید آورده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرده است؛ پس به نظر ایشان در سال 1725 پیش از میلاد،شبی که در روز آن زرتشت تاریخ را اصلاح کرده است، به یادبود آن ، همه ساله مردم ایران جشن بزرگی بر پا کرده و با آتش افروزی،شادی خود را آشکار و اعلام کرده اند و آن رصد و اصلاح تاریخ تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری ( شب جشن سوری) یا جشن سوری باقی و جاری مانده است.

اما در نزد ایرانیان آتش مظهر چه بوده است ؟ به اعتقاد ایرانیان هر گاه آتش افروخته شود , بیماری , فقر , بدبختی , و ناکامی و بدی محو و ناپدید می گردد . پس از افروختن آتش و به طور کنایه , راه یافتن روشنی و معرفت در دل و روح که آثار اهریمنی و نحوست و نامبارکی را از ایرانیان برمی دارد , به همین جهت جشن سوری پایان سال را به شبِ آخرین چهارشنبه سال منتقل کردند تا با طلیعه سال نو خوش و خرم و شادکام گردند .

با ذکر این مقدمه که به اختصار فلسفه یکی از پایدارترین جشن های کهن ایران زمین را تبیین میکند , همراه با شما ایران دوستان بع اسفقبال این جشن می رویم . اما انچه که خاطر هر ایرانی دلسوزِ فرهنگ غنی این کشور با قدمت چند هزار ساله را پریشان می کند , نوع نگاه ِ عداوت گونه حکومتی ست که هیچ سنخیتی با آداب و رسوم اصیل ایرانی ندارد . چراکه در قاموس این حکومت طالبانی تاریخ ایران از زمانی آغاز می شود که پای اعراب به این سرزمین باز شد و با خود آیینی را برای ما تهفه آوردند که حتی امروز و بعد از گذشت 1400 سال از پیدایش اسلام بسیاری از ایرانیان خود را با آن مأنوس نمی دانند .

هدف از قلم زدن بر این نوشتار اسلام ستیزی نیست بلکه نمایان ساختن خط فکری حکومتی ست که سوار بر موج ایدئولوژی خود ساخته وبا استفاده ابزاری از « اسلام » کمر همت به نابودی میراث و فرهنگ ایران زمین بسته است .

آیت الله مطهری از تئورسین های نظام اسلامی جزء اولین افرادی بود که به مخالفت با جشن چهارشنبه سوری پرداخت و در اظهار نظری بیان کرده بود « چهارشنبه سوری از آنِ احمق هاست  » اما پس او و با تثبیت بیشتر پایه های نظام جمهوری اسلامی , مراجع و روحانیون حکومتی هر زمان که فضا را مناسب می دیدند و به خصوص در آستانه مناسبتهایی چون « چهارشنبه سوری » رسوم اصیل ایرانی را مورد هجمه و آماج افکار ارتجاعی خود قرار می داده اند , حتی چند سال پیش زمرمه هایی نیز در بین نمایندگان مجلس فرمایشی و برخی روحانیون بیت رهبری مبنی بر حذف جشن نوروز و برداشتن این عید باستانی از تقویم ملّی و جایگزین کردن آن با یکی از اعیاد اسلامی مطرح شد که بعد از یک برآورد نسبی و بیم از آنکه این تصمیم موجبات مخالفت گسترده مردم را فراهم کند لز دستور خارج شد .

اما در این رهگذر « آیت الله علی خامنه ای » رهبر نظام ارتجاع که دیگر مراجع و روحانیون حکومتی سازشان را با نت ایشان کوک می کنند , یکی دوسالی ست که در آستانه پایان سال , موضوع مخالفت با رسم چهارشنبه سوری را به صورت عیان مطرح میکند و آن را غیر شرعی و نوعی بدعت می داند . امسال همزمان با وی آیت الله مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی نیز طی فتوایی اعلام داشته اند که : چهار شنبه سوری یک سنت خرافی ست و نباید آن را احیا کنیم .

حساسیت ها نسبت به جشن کهن چهارشنبه سوری که به نوعی احیا کننده فرهنگ ایران باستان است و آتش را نماد از بین بردن نحسی ها و بدی ها می داند , در حال بین سران رژیم بالا می رود که در دوسال گذسته پاسداشت این جشن در برگیرنده مخالفت با حکومت و شخص اول نظام هم بوده است . فیلم به آتش کشیدن تصویر رهبر حکومت میان شعله های آتش و سر دادن شعارهایی بر ضد حکومت از طرف جوانایی که به بهانه برگزاری چهار شنبه سوری گرد هم آمده بودند , طوری ارکان نظام را به لرزه درآورد که گردانندگان حکومت و منصوبان بیت رهبری را به واکنش تندی وا داشت .

احمدی مقدم ( فرمانده نیروی انتظامی ) نیز در همین باب رسما اعلام کرده : با افرادی که در حین مراسم چهارشنبه سوری دستگیر شوند , برخورد شده و این افراد حتی تا پایان عید نوروز در بازداشت خواهند بود که البته به نظر می رسد ایراد این دستورالعمل از جانب وی تنها به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه است تا مردم را از برگزاری این جشن بر حذر دارند .

به هر صورت تا نظام مبتنی بر ایدئولوژی مذهبی بر ایران حاکمیت می کند این گونه افکار طالبانیسمی نیز بر سرزمین ما سایه خواهد انداخت . برماست حتی علی رغم این تهدیدها و شعارهای هراس انگیز پوشالی به پاسداشت فرهنگ کهن ایران زمین این جشن را ولو در حّد محدود برگزار کنیم . و آن را به نسلهای بعد هم بیاموزیم .

پاینده باد ایران , سرزمین کهن من

    به قلم مهدی رود

 به نظر می رسد ضربه ای که معجزه عصر ارتباطات بر پیکره رژیم سرکوبگر وارد آورده کار خودش را کرده است . تشکیل سراسیمه و فوری یک تشکل به منظور نظارت شدیدتر و در واقع سیستماتیک بر فضای مجازی و اینترنت با عنوان « شورای عالی فضای مجازی » , تنها نشان از این حقیقت دارد عوامل سرکوب و مزدورانی تحت عنوان ارتش سایبری که همان وظیفه « سربازان گمنام امام زمان » را در فضای مجازی انجام می دهند , تا اینجای کار در مصاف جنگ نرم عرصه را به حریف واگذار کرده اند . تازه ترین سندی که می تواند این ادعا را ثابت کند , شکست مفتضحانه رژیم در نمایش انتخابات 12 اسفند بود . شاید تا همین چند سال قبل سران حکومت هر نمایش و مراسمی را به دلیل عدم وجود یک فضای مرجع که ادوات و لوازم پروسه اطلاع رسانی را به صورت گسترده در اختیار فعالان و کنشگران سیاسی و دانشجویان مبارز و حتی مردم عامه قرار دهد , با آرامش خاطر بیشتری به پایان می رساندند اما به طور اخص بعد از انتخابات خرداد 88 و حوادث پس از آن که تصاویر و فیلم های مبارزات خیابانی مردم معترض با ارگانهای سازماندهی شده و عوامل لباس شخصی حکومتی , که حتی منجر به کشته شدن تعدادی از معترضان گردید , بوسیله افرادی که شخصا در این درگیری ها حضور داشتند و عمدتا با استفاده از تلفن های همراه بدست آمده بود , در اختیار رسانه ها و خبرگزاری های خارج از کشورقرار گرفت و از طرفی نیز به دفعات در شبکه های اجتماعی پر طرفدار به اشتراک گذاشته شد . فیلم کوتاهی از لحظه مرگ دلخراش « ندا آقا سلطان » که از طرف نیروهای سرکوب در یکی از خیابانهای پایتخت , مورد اثابت گلوله قرار گرفت و ظرف مدت چند دقیقه آن تراژدی رقم خورد که بارها و بارها از رسانه ها و خبرگزاری های سرار دنیا به نمایش گذاشته شد البته به غیر از این صحنه که نام ندا را در ذهن جهانیان جاودانه کرد , تصاویر و کلیپ های متعددی نیز از صحنه های مجروح شدن و جان سپردن مخالفین حکومت که تنها برای احقاق حقوق از دست رفته خود به خیابانها امده بودند , در فضای مجازی وشبکه های اجتماعی مخابره شد . کلیپ کوتاهی در روز عاشورا 88 از لحظه عبور خودرو پلیس از روی بدن شبنم سهرابی که توسط تلفن همراه افراد حاضر در صحنه گرفته شد , حقیقت دلخراشی بود که نمی تواند دل هر انسان منصفی را آزده خاطر نکند . اما تصویرهای آن روزها خاطرات شوربرانگیز هم داشت , حضور حماسی انبوه معترضان در راهپیمایی که به « حماسه خس و خاشاک » در 25 خرداد 88 تبدیل شد که درآن جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر حضور داشتند , از دیگر اسنادی بود که از خیل عظیم معترضان به نتایج انتخابات و در ادامه به سران حکومت حکایت می کرد .
مجموعه این واقعیات که تصاویر آن تنها توسط خود معترضان تهیه و به لطف تکنولوژی رسانه ای و « اینترنت » اطلاع رسانی می شد عملا مردم فعال در این زمینه را به شهروند خبرنگار تبدیل کرده بود , از اینجا بود که وجود ابزاری مثل « اینترنت » بیش از پیش زنگ خطر را در ذهن ایدئولوژیست های سازمان دهنده خط فکری نظام , به صدا درآورد عوامل ارتش سایبری در ابتدا سعی کردند با بازداشت گسترده روزنامه نگاران , فعالین سیاسی , حقوق بشری و بلاگرها , از این هربه به عنوان یک اهرم فشار و ایجاد رعب و وحشت بین افرادی که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به فعالیت می پردازند , مبادرت ورزند . احکام سنگینی که دستگاه قضائی رژیم برای فعالان سایبری و بلاگرها صادر کرده خود گواه این ادعا می باشد , در این میان محمدرضا پورشجری ( سیامک مهر ) و سعید ملک پور از جمله اشخاصی هستند که با حکم سنگین اعدام مواجه شدند , همچنین می توان به «حسین درخشان » وبلاگ نویس ایرانی- کانادایی اشاره کرد که بعد از ورود به ایران دستگیر شد و چندی قبل از سوی دادگاه انقلاب با حکم 19 سال زندان مواجه شد که اکنون در حال گذراندن محکومیت خود می باشد و نمونه دیگر « روژین محمدی » ست , دانشجوی ایرانی دانشگاه فیلیپین . بلاگری که چند ماه پیش در بدو ورود به ایران در فرودگاه ایران از سوی حراست بازداشت شد و در حال حاضر با سپردن وثیقه سنگین در انتظار تشکیل دادگاه برای رسیدگی به پرونده اش می باشد .
عوامل اطلاعاتی نظام از بازداشت و محکومیت این دو بلاگر ( حسین درخشان و روژین محمدی ) یک هدف دیگر را هم دنبال می کنند و آن اینکه به کاربران فضای مجازی در خارج از کشور تلقین کنند که ما قادر به شناسایی شما حتی در خارج مرزهای ایران هستیم و تمام این فعالیتها را تحت نظر داریم .رژیم در ادامه حتی در یک عمل بی سابقه دست به یک بازجویی اینترنتی هم زد , ماجرا از این قرار بود که عوامل اطلاعات سپاه با گروگان گرفتن یکی از بستگان کارمند بی بی سی فارسی در ایران , این فرد را مجبور کردند که از طریق اینترنت و حتی هزاران کیلومتر دورتر به پرسش های آنان پاسخ دهد .
اما در اینکه آگاهی رسانی در اینترنت و فضای مجازی یکی از عوامل موثر در عدم شرکت اکثریت مردم در انتخابات مجلس 12 اسفند بود شکی نیست . امروز هر فرد عامی ولو اینکه سررشته ای در سیاست و تحلیل سیاسی – اجتماعی نداشته باشد با عضویت در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و یا سایتهای پربیننده ای مانند بالاترین که به زعم سران حکومت از شبکه های ضد انقلاب و مغایر با خط نظام محسوب می شوند , به راحتی می تواند از مسائل و اخبار روزمره ایران و جهان در هر زمینه ای مطلع شود .
نکته قابل تأمل این است که در این گیر ودار چه اتفاقی افتاده که شخص اول حکومت را وادار کند بعد از درک ابعاد نتیجه انتخابات اخیر , سراسیمه دستور « تشکیل شورای عالی فضای مجازی » را صادر کند ؟ پاسخ به این پرسش شاید خیلی مشکل نباشد. سران حکومت و در رأس آن رهبر نظام اسلامی بیش از انکه ترس از حضور فیزیکی و گاه و بیگاه معترضان به حکومت را در خیابانها و مکان های عمومی داشته باشند , هراس از بالا رفتن « سطح آگاهی و استقلال فکری » مردم عام و به خصوص طبقه پایین دست جامعه به لطف تکنولوژی و پدیده « اینترنت » را دارند که اینگونه در اولین فرصت گروهی متشکل از سران عالی رتبه حکومت را مامور بر نظارت همه جانبه و اتخاذ تصمیمات شدیدتر و بازدارنده ای در رابطه با فعالیت اشخاص در فضای مجازی و همچنین اجرای سریع طرحهایی نظیر « اینترنت ملی » و بستن این فضا , می گمارند .

به قلم مهدی رود

  اگر چه از ماهها قبل تریبون های رژیم تمام تلاش خود را به کار بستند که از هر راه ممکن مردم را به پای صندوق های رای بکشانند و هر چه به 12 اسفند نزدیک تر شدیم گیرنده های نظام موج های قوی تری از بی تفاوتی و بی رمقی مردم برای شرکت در سیرک انتخاباتی دریافت می کردند , حتی تهدیدهایی نظیر قطع یارانه افرادی که در انتخابات مجلس فرمایشی شرکت نمی کنند و حتی این موضوع که حضور کمرنگ در انتخابات باعث قرار گرفتن کشور در معرض خطر حمله نظامی دشمنان خواهد شد , از دیگر ترفندهایی بود که به خوبی نشان میداد گردانندگان نظام تمامیت خواه بیش از هر زمان دیگر از نه گفتن مردم به ولی فقیه ارتجاع هراس دارند . اما از طرفی دیگر مقبول نشان دادن میزان بالای آرای مردم در نگاه جهانیان نیز برای سران رژیم از اهمیت بالایی برخوردار بود . خبرنگاران رسانه های خارجی که در انتخابات قبل به راحتی برای پوشش حضور مردم روادید ورود به ایران را دریافت می کردند , اینبار باید به صورت گزینشی از فیلترینگ عوامل مهندسی انتخابات رد می شدند تا دست چین شوند . تا انجا که در نهایت اکثریت رسانه های پرطرفدار و خبرساز غربی نتوانستند نماینده ای برای پوشش اخبار انتخابات در ایران داشته باشد . در این میان جا به جایی خبرنگاران خارجی با اتوبوس های مخصوص و انتقال آنها به حوزه های از پیش تعیین شده برای تهیه خبر نیز از عجایب و نوآوری های گردانندگان سیرک انتخاباتی بود . اما ویژه بودن انتخابات مجلس این دوره به همین جا ختم نمی شود پوشش رسانه ای این نمایش برای رسانه های داخل کشور نیز در نوع خود جالب بود , حوزه هایی محدود به تعداد انگشتهای یک دست , تصویر های بسته از حوزه هایی که عمدتا به محدوده اطراف صندوق رای مربوط می شد , نشان دادن صف های انتخاباتی از دوره های قبلی انتخابات و قطع متعدد تصاویر زنده از حوزه ها و اجرای ادامه برنامه از داخل استودیو سیمای دروغ پرداز رژیم که به بحث مضحک دو یا چند مجری که به تحسین از حضور مردم ( در واقع حوزه های خلوت رأی گیری ) می پرداختند .
اما بمب خبری که پیش از ظهر 12 اسفند بر روی سایت حکومتی فارس دیده شد رأیی بود که « سید محمد خاتمی » از یک حوزه مربوط به شهرستان دماوند به صندوق انداخت , آنچه که در نگاه اول در شبکه های اجتماعی از عکس العمل حامیان رئیس دولت اصلاحات دیده می شد , رد صریح این خبر و اتهام دورغ پردازی به خبرگزاری فارس در مورد این موضوع بود . اما با گذشت چند ساعت از خبر و تائید آن از طرف نزدیکان سید محمد خاتمی , انتقاد ها از این حرکت غیر قابل پیش بینی سردمدار طیف اصلاح طلب بالا گرفت که البته هنوز نیز ادامه دارد . در پی این مسائل محمد خاتمی با توجه به وعده ای که از قبل داده بود طی نوشته ای که در وبلاگ شخصی اش منتشر کرده سعی بر ان داشته که دلایل حضورش را در انتخابات 12 اسفند به اختصار بیان کند . گرچه به زعم نگارنده و با نظر به روش و منش سید خندان و عدم شجاعت او در رفتار سیاسی اش در این سالها , انتظار می رفت که ایشان باری دیگر با تکیه بر آرمان های اصیل انقلاب و امام ( خمینی ) با باز گذاشتن روزنه آشتی ملی با تمامیت خواهان استبداد زده , عمل خود را در روز تحریم انتخابات توجیه کند , اما در این باب توجه به چند نکته می تواند قابل توجه باشد
1- ایشان در این برهه از زمان که حاکمیت تا بن دندان مسلح و سرکوبگر که نه تنها حاضر به کوچکترین عقب نشینی از مواضع سرکوبگرانه نشده , بلکه با ایجاد رعب و وحشت بر فضای عمومی جامعه و همچنین فشار روزافزون بر زندانیان سیاسی و عقیدتی و تنگ کردن عرصه بر مردم از منظر افتصادی, اجتماعی و سیاسی , چگونه به این جمع بندی رسیده که در فضای خفقان موجود می توان با این حاکمیت تمامیت خواه از در آشتی و مصالحه وارد شد ؟
2- جناب خاتمی در جایی دیگر « دفع مخاطرات درونی و بیرونی » را نیز از دلایل موجه خود برای شرکت در این انتخابات ذکر میکند , سید گرامی آیا شما لحظه ای به این اندیشه اید که حکومت به خصوص در این دو سال اخیر با همین بهانه دفع مخاطرات درونی , کشور را تبدیل به یک پادگان نظامی کرده و با بازداشت های گاه و بیگاه فعالان سیاسی و عقیدتی و حقوق بشری و حتی وکلا , به ادعای خود سعی بر فرو نشاندن به اصطلاح فتنه دارند , آیا این اظهار نظر شما نوعی همراهی با سران رژیم تلقی نمی شود ؟ و اینکه ایا شما دلیل مخاطرات بیرونی را به غیر از ماجراجویی های رژیم و بردن سیاست خارجی کشور به سمت خطر حمله نظامی و مواضع لجوجانه در مورد برنامه هسته ای , می دانید ؟ آیا در صورت مصالحه شما و آشتی ملی این خطر و مواضع حاکمیت به پاس قدردانی از شما به سمت صلح و همراهی با کشور های درگیر در این پرونده گام خواهد برداشت ؟
3- جناب خاتمی مهم ترین شاخصه یک سیاستمدار شجاعت اوست شاید برای خیلی از افرادی که دنباله رو خط فکری شما هستند رسیدن به جواب این پرسش کمی سخت باشد که چگونه خود شما از پی محقق نشدن شرایطی که برای شرکت در انتخابات مجلس فرمایشی وضع کردید , عدول کرده و شخصا به زیر پا گذاشتن این اصول پذیرفته شده مبادرت فرمودید ؟ و چطور است که وقتی شرکت نکردن رهروان جبهه اصلاحات در انتخابات به زعم اعضای شورای همانگی راه سبز امید یک پیروزی محسوب می شود , شما حاضر می شوید طعم شیرین این پیروزی بزرگ را حتی بین حامیان اصلاح طلبی به تلخی تبدیل کنید ؟ گرچه از جسارت شما همان بس که بارها از مواضع تان پایین آمده و میدان را به حریف واگذار کرده اید .
4- حیرت من آنجا به اوج می رسد که در جوابیه شما به این مطلب بر می خورم « استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود » سید خندان , اگر مقصود از عدم ارائه لیست به معنای تحریم انتخابات نبود , پس چگونه است که اکثریت قریب به اتفاق جریانات اصلاح طلب در آستانه انتخابات با قاطعیت از تحریم فعال ان حمایت می کنند و پشت سر هم بیانه تحریم صادر می کنند ؟ و اینکه چرا جنابعالی در آن مقطع موضع خود را مشخصا اعلام ننمودید ؟ و افزون بر آن چرا در سکوت خبری و با مخفی کاری یک حوزه کوچک و دورافتاده را برای ابراز ارادت خویش به نظام و آرمان های انقلاب , انتخاب کردید ؟
5- از طرفی دیگر اگر مقصود شما از بدخواهان نظام , خیل عظیمی از مردم و فعالان و دانشجویان آگاه است که خواهان برچیدن نظام دیکتاتوری ولایت فقیه اند , باید عارض باشم که اتفاقا این انبوه معترضان در ذهن خویش بدخواهان ایران را عده ای میدانند که برای حفظ نظام تمامیت خواه از هیچ روشی حتی به قیمت نادیده گرفتن خون کشته شدگان و دادخواهی خانواده آنها , کوتاه نمی آیند و از در مصالحه با رژیم و به منظور سهم خواهی از قدرت وارد می شوند .

اما از پس این جریانات یک حقیقت نهفته است که خط اصلاح طلبی در نهایت قائل به عبور از خط قرمز نظام و حکومت نخواهد بود و همواره با نماد و شعارهایی نظیر مردم سالاری دینی که هیچگاه تعریف دقیقی از حکومت بر پایه حاکمیت مردم و همزمان در چهارچوب نظام دروغ پرداز و ضد مردمی ولایت فقیه ارائه نداده اند , و تنها به دنبال سهمی از قدرت از دست رفته خود در قالب نظام ارتجاعی – اسلامی هستند و در آینده نیز خواهند بود .

به قلم مهدی رود