بایگانیِ ژوئیه, 2012

 

Advertisements

   داستان بی انتهای اتحاد اپوزسیون موضوعی ست که بارها از سوی سیاسیون و روشنفکران مورد بحث و چالش قرار گرفته , بسیاری از نیروهای تاثیر گذار در این راه کوشیده اند . گذشته از  پیشنهادهای نظری و تئوری , حتی راههای عملی را که می تواند گروهها و طیف های خارج نشین مخالف رژیم را گرد هم آورد را ارائه داده اند , اما بی هیچگونه اغراقی باید گفت که این تلاش ها تا کنون ره به جایی مشخصی نبرده است .

چند روز قبل به این فکر می کردم که اگر شخصی غیر ایرانی که به زبان فارسی هم مسلط باشد و دست بر قضا تمایلی به تحقیق و پیگیری  دیدگاهها و عملکرد طیف های مخالف رژیم حاکم بر ایران در تقابل با یکدیگر , از خود نشان بدهد و وارد این عرصه شود , بی شک بعد از مدت کوتاهی به نتایجی شگرف دست پیدا خواهد کرد. حال اگر این فرد در کشور خود با سیستمی بزرگ شده باشد که در آن جامعه, آزادی بیان و احترام به حقوق دیگران نهادینه و جزء جدایی ناپذیر آن باشد, که دیگر نتیجه گیری او از جدال اپوزسیون ایرانی بر سر منیت ها و خود خواهی ها بیشتر و بیشتر خواهد شد .

اگر به گروهها و سازمان های سیاسی مخالف رژیم که به خصوص در این سالهای اخیر با بهم پیوستن تنی چند از فعالین و کنشگران سیاسی تشکیل و اعلام موجودیت کرده اند , بنگریم نیک در می یابیم که در متن اساسنامه تمامی این تشکلها پیروی از اصل آزادی بیان و احترام به حقوق دیگران ( دو اصلی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر گنجانده شده است ) به چشم می خورد اما در عمل آنجایی که کار به مناظره و تلاقی دو دیدگاه از دو طیف خاص می کشد , آنقدر این جنگ دیدگاهها و نظریات بالا می گیرد که گاه هدف اصلی فراموش می شود . این مدعا را می توان در شبکه های اجتماعی به وفور مشاهده کرد, این سایتها و شبکه ها که اتفاقا می تواند ابزاری مناسب برای همگرایی و پل ارتباطی گروههای مختلف اپوزسیون گرد یک کانون منسجم باشد , بر عکس, تبدیل به صحنه جنگ تمام عیار دیدگاه و مشاجره جریان های مختلف اپوزسیون گردیده است .

این حقیقت که هیچ عنصری به مانند اتحاد عمل و یکدلی اپوزسیون خارج نشین نمی تواند برای ایادی جریان حاکم بر ایران , سنگین و دردسر ساز باشد, بر همگان مبرهن است . اما پرسش اینجاست که ما تا کجای این راه پیش رفته ایم ؟ و اینکه اصولا می توان با این رویکردی که اپوزسیون پیش گرفته است به یک اتحاد فراگیر امیدوار بود ؟  

برای ریز شدن در این مبحث مهم و حساسیت آن می توان به صحبتهای چندی پیش « رامین مهمانپرست » ( سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ) اشاره کرد که در نطقی گفته بود « گروههای اپوزسیون خارج از کشور حتی 5 دقیقه هم نمی توانند با هم متحد شوند » پایان نقل قول , این موضع مهمانپرست, خود نشان از آن دارد که هر چقدر شکاف بین طیف های مخالف بیشتر گردد, به همان اندازه حکومت به خواسته خود ( بهره گیری از این واگرایی برای پیشبرد اهدافش ) نزدیکتر می شود . لذا آنهایی که کمی منصفانه تر و از بیرون گود به ماجرا نظر می کنند و ادعای مهره رژیم ( رامین مهمانپرست ) را موشکافانه تر وارسی می کنند , به نقطه ای می رسند که در شرایط بهرنج کنونی راهی جز تایید آن ندارند . به هر صورت نقطه شروع بازسازی این کانون در هم ریخته ( اتحاد اپوزسیون ) این است که ما بپذیریم راهی که در پیش گرفته ایم به ناکجا آباد می رسد و بیش از این آب در هاونگ نکوبیم .

در اینجا مایلم موضوع را بیشتر باز کنم , از همین رو سعی میکنم با مثالی ساده, تصویری روشن از این راه تاریک را نمایان کنم, بیایید در یک تشابه هر یک از گروهها و طیف های اپوزسیون را یک تیم فوتبال در نظر بگیریم و فرض کنیم این تیم در رویدادی حساس مقابل تیمی سختکوش قرار گرفته که در پایان مسابقه, به ناچار باید یکی از این دو تیم از گردونه رقابت حذف شود, پس همین جا مشخص است که احتمال دارد این رویداد تا پایان وقت عادی و اضافه مساوی شود و کار به ضربات پنالتی بشکد , اکنون با همه این پیش فرضها در نظر بگیرید که با شروع این رقابت حساس به نگاه مربی تیم مورد نظر ما در دقیقه 10 بازی, دست به تعویض بزند و بازیکنی را که در ضربه پنالتی قهار است و همزمان گلر ذخیره ای را که از نظر او شایسته است هنگام پنالتی از دروازه حفاظت کند را وارد میدان کند . این ریسک مربی تنها در یک صورت می تواند به نفع تیم تمام شود و آنکه در نهایت بازی به پنالتی کشیده شود . اما از جهات بسیاری این عجله در اتخاذ روش و مهم تر از آن بی توجهی به قائده بازی و شرایط در دقایق پیش رو از یک سو و خطرات این رویکرد غیر منطقی از سوی دیگر , می تواند برای تیم گران تمام شود و چه بسا زمینه های شکست تیم را فراهم کند اما بدتر از باخت , تبعات آن, هم خود بازیکنان را در ادامه راه خسته و بی انگیزه می کند و هم هواداران را ناامید و دلسرد , با تشریح این مثال می توان از منظری گروهها و جناح های اپوزیسون را به این تیم تشبیح کرد, بی آنکه توجه به تاکتیک تیم مقابل داشته باشند , گاهی آنقدر غرق در مواضع و رویکردهای اشتباه خود می شوند که اصولا نه تنها هدف اصلی را گم می کنند بلکه فلسفه وجودی و کارکرد اپوزسیون را نیز یه دست فراموشی می سپارند , اینجاست که زمان هرچه پیش می رود بیشتر درجا می زنند .

آنچه که در یک نگاه کلی می توان دریافت این است که گاهی جنگ بر سر نوع حکومت آینده در سپهر سیاسی ایران , بین جناح های اپوزسیون آنقدر بالا می گیرد که دیگر این جریانها نقش اصلی خود در مخالفت با رژیم کنونی را از دست می دهند و در واقع خود به نوعی اپوزسیون خود می شوند . از آنجایی که همواره به شخصه اعتقاد داشته ام که در شرایط کنونی هدف باید اتحاد این گروهها ( بر سر یک موضوع مشخص ) با یکدیگر و برنامه ریزی و ایجاد پل ارتباطی با  افراد و فعالین داخل ایران برای سازماندهی و هدایت آنها در راستای تضعیف و از میان برداشتن رژیم حاکم باشد , اما شواهد امر نشان می دهد عده ای از فعالین و کنشگران سیاسی در این گیرو دار, نه تنها هنوز اندرخم کوچه « تعیین نوع حکومت آینده » می گردنند بلکه در این راه از هیچ کوششی برای سرکوب عقیده و ترور شخصیت اشخاصی که با تفکر آنها مخالفند, دریغ نمی کنند .

اینجانب به عنوان فردی که هیچگاه طرفدار نوع حکومت پادشاهی, به هر شکل آن نبوده ام, اما حملات ادامه دار این روزها به جناب رضا پهلوی را منصفانه نمی بینم, نه تنها بازخواست های غرض ورزنانه از آقای رضا پهلوی, بلکه هر شخص دیگری هم که به قصد همگرایی جناح ها و جریان های سیاسی متکثر , پا به عرصه گذاشته , نتیجه ای جز خشنودی ایادی حکومت به همراه نخواهد داشت . چرا باید اینگونه باشد ؟! آوردن تنها نام آقای رضا پهلوی در مطلبی که به نوعی از نظریات فراجناحی ایشان در مورد همبستگی دفاع شده باشد, کافی ست تا مخالفان ایشان نگارنده را در جایگاه هدف انتقادات و حملات خود قرار دهند! باید توجه داشت قدم گذاشتن در این راه و نمایش تصویر سیاه از افراد تاثیرگذار, هیچ نتیجه ای در پی نخواهد داشت جز آرامش خاطر گردانندگان رژیم و سوژه آفرینی برای کیهان شریعتمداری, شور بختانه باید گفت عده ای ناخودآگاه ( و شاید هم خودآگاه ) مروج این تئوری شده اند که حاضرند  در این راه حکومت توتالیتر ولایت فقیه, سالها ادامه حیات داشته باشد, اما هیچگاه دست اتحاد به رضا پهلوی ندهند که خود جای بسی تاسف است . ( البته نکته دیگری هم قابل عرض است و نباید بدون اشاره به آن رد شد این است که در مقابل هواخواهان و طرفدارن جناب رضا پهلوی هم بهتر است در تقابل با مخالفان خود صحه صدر بیشتری از خود نشان بدهند به جای وارد شدن به جنگ رسانه ای با حمله کنندگان , آستانه تحمل خود را بالاببرند تا این پیکار منجر به دستاوردی که پیشتر نیز به آن اشاره شد , منجر نشود )

در کلام آخر باید گفت که اکثریت بدنه اجتماع داخل ایران بیش از آنکه به دنبال نتیجه نزاع سیاسی و تقابل گروهها و نیروهای اپوزسیون خارج از کشور باشد, تحت تاثیر شرایط دشوار اقتصادی امروز قرار دارد. از این روی نجات خود را از این مهلکه در گرو خلاص شدن از دست حکومت می داند, کارکرد اپوزسیون خارج از ایران تنها در یک صورت برای مردم امید بخش خواهد بود و در صورت فراهم شدن شرایط می تواند حرکت مردمی و حتی نافرمانی های مدنی را سازماندهی کند , و آن اینکه اپوزسیون به یک همدلی و اتحاد واحد برسند , در غیر این صورت و با نمایش تصویر امروز اپوزسیون , حاصلی جز بی اعتمادی و بی اعتنایی مردم نخواهد داشت .

              به قلم مهدی رود