«سال رسوایی سیاسی و اقتصادی»!

منتشرشده: 19 آوریل 2013 در Uncategorized

shahbaz-nakhai3 اگر روزی روزگاری در آیندهء نه چندان دور – زیرا آینده دور به احتمال قوی اصل موضوع یعنی موجودیت ایران را منتفی می کند – در ایران نظامی مردم سالار حاکم شود، نابجا و بیهوده نخواهد بود که برای آگاهی و عبرت آیندگان گروهی پژوهشگر روانشناس اجتماعی و جامعه شناس مأموریت یابند که به بررسی نحوهM کارکرد مغز این جماعتی که خود را «اصلاح طلب» می خوانند و تاکنون حتی تنوانسته اند تعریف کنند که این اصلاحاتی که «طلب» می کنند چگونه چیزی است و درچهارچوب قانون اساسی نظام ولایت مطلقه فقیه چه زمان و چگونه می توان به آن دست یافت، بپردازد.

ازجمله موارد دستورکار این گروه پژوهشگر می تواند این باشد که دریابند چرا این جماعت نمی خواستند یا نمی توانستند درک کنند که نظامی که حفظ و نگهداری آن را «اوجب واجبات» می دانستند و «ولی مطلقه فقیه» ی که او را «عمود خیمه نظام» می شمردند، کمترین قابلیت و ظرفیتی برای «اصلاحات» ندارد؟ چرا حتی از روزگار هم درس نیاموختند و تجربه زیانبار 8 سال بودن در «قدرت» بی اختیار و بازی کردن نقش «تدارکاتچی» و درعین حال عمله ظلم شدن و شرکت در جنایاتی مانند قتل های زنجیره ای نویسندگان و روشنفکران، سرکوب وحشیانه دانشجویان در 18 تیرماه 1378 و… و 8 سال دیگر تحمل تحقیر و شنیدن ناسزا و زندان و تبعید آنان را به خود نیاورد تا دستکم یک بار با دقت اصل 110 قانون اساسی حکومت درمورد اختیارات رهبری را بخوانند تا دریابند آنچه که در هاون «اصلاحات» می کوبند چیزی جز آب نیست؟

البته، این احتمال وجود دارد که گروه پژوهشگر به این نتیجه قطعی برسد که اینان همه چیز را از ابتدا به خوبی می دانسته اند و با علم به این که در این نظام امیدی به «اصلاحات» نیست، «اصلاح طلبی» را کالای ویترینی دکان سیاسی خود و ابزار فریبکاری و شیادی و عوام فریبی برای سهم خواهی از قدرت و نشستن برسرسفره غارت کرده بودند و بزخو کنان کمین می کردند تاهرجا که نظام درگرداب خودکرده های بی تدبیرش گرفتارشد به نجاتش بشتابند و در ازای آن لقمه های چرب و نرم از چپاول ثروت و منابع مردم به فقروفلاکت کشیده شده بردارند.

ظاهراً بن بست مذاکرات اتمی و سوت و کوری و بی رونقی نمایش خیمه شب بازی انتخابات قلابی یک بار دیگر فرصت این سهم طلبی را فراهم آورده و انواع و اقسام اصلاح طلبان از «تبری جویان از فتنه 88» گرفته تا تبعیدیان به «بی بی سی»، «صدای امریکا» و «رادیو فردا» و حتی ساکنان هتل 5 ستاره اوین نیز به وسط میدان پریده اند تا خدمات خود را پیشکش پیشگاه «مقام معظم رهبری» نموده و از ایشان گوشه چشم و عنایتی طلب کنند.

ازاین جمله، می توان از مصطفی تاجزاده، اصلاح طلب سرشناس زندانی دراوین نام برد که از درون زندان نامه ای منتشرکرده و درآن گرانبهایی خدماتی که اصلاح طلبان قادر به ارائه آنها هستند را به ولی مطلقه فقیه یادآوری نموده است.  آقای تاجزاده در بخشی از این نامه، به نقل از تارنمای اصلاح طلب «نوروز» می نویسد: «طی روزهای آینده معلوم می شود که ایشان [ولی مطلقه فقیه] چقدر به ملت اعتماد دارد و چقدر حاضراست انتخابات آزاد را به رسمیت بشناسد»  آیا به این همه کودنی سیاسی نباید افسوس خورد و ازداشتن هم میهنی که هنوز ازکنج زندان هم درصدد پی بردن به این است که مقام معظم رهبری و عمود خیمه نظام «چقدر به ملت اعتماد دارد و چقدر حاضراست انتخابات آزاد را به رسمیت بشناسد» احساس سرخوردگی و  تأسف کرد؟

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که درچشم اینان «ملت» آن خوشباورانی هستند که هنوزهم فریب این شیادان فریبکار یا در خوشبینانه ترین حالت خودفریب را می خورند و «انتخابات آزاد» هم آن روند متقلبانه ای است که شورای نگهبان منصوب و گوش به فرمان ولی فقیه با اقتداربرای حذف همه رقیبان درصحنه حضور داشته باشد و میدان را برای یکه تازی ایشان آب و جارو کند.  اگر هم از ایشان نمونه ای از «انتخابات آزاد» مورد نظرشان بخواهید فورا «حماسه دوم خرداد» 1376 را به رخ شما می کشند بدون این که وارد این بحث شوند که در 8 سال پیامد این «حماسه» چه نمره مثبتی درکارنامه شان ثبت شده است.

مصطفی تاجزاده در ادامه نامه خود بدون آن که کمترین اشاره ای به ای نکته کند که در نظام ولایت مطلقه فقیه فرآیندی که ازآن به عنوان «انتخابات» یادمی شود چیزی قلابی و تقلبی و تنها تقلیدی دغلبازانه از انتخابات واقعی است، می نویسد: «درخصوص انتخابات پیش رو هم معتقدم درشرایط کنونی تنها کسی که می تواند فضای انتخاباتی را باز و آزاد کند رهبری است و متأسفانه بقیه کاره ای نیستند».  با توضیحاتی که پیشتر داده شد، روشن است که منظور از «فضای انتخاباتی باز و آزاد»، فضایی است که اصلاح طلبان درآن آزادی عمل داشته باشند تا نشان دهند که چه شناگران قابلی هستند.  درمورد این که «انتخاباتی» که در آن تنها یک نفر نقش موثردارد و «بقیه کاره ای نیستند» چگونه انتخاباتی است هم خود اصلاح طلبانی از جنس آقای تاجزاده باید توضیح دهند.

جمله های بعدی نامه خودستایی و باهدف تثبیت اعتبار سخنان نویسنده هستند: «من این را به عنوان کسی می گویم که مسئول برگزاری 3  انتخابات سراسری و ملی درکشور بوده ام.  بنابراین مسئولیت انتخابات 24 خرداد با شخص آیت الله خامنه ای است».  البته وارد جزئیات بی اهمیتی مانند این نکته شدن که در «انتخابات»ی که ایشان در سطح «سراسری و ملی» مسئول آنها بوده، 99 درصد نامزدها توسط شورای نگهبان منصوب ولی فقیه رد صلاحیت شده بودند تا آقای خاتمی در میان 1 درصد بقیه مثل نگین بدرخشد، امری بیهوده است.  همین که نامزد مورد علاقه ایشان تأیید صلاحیت شد به معنای به معنای «انتخابات آزاد» است.

نکته بعدی نامه خط  ونشان کشیدن همراه با نوید و بشارت است: «یک باردیگر اعلام می کنم که چه رهبری مایل باشد و چه نباشد، دیریازود شاهد برپایی انتخابات آزاد در ایران خواهیم بود».

ادامه نامه که از خط و نشان کشیدن فراترمی رود و وارد حیطه تهدید می شود، باتوجه به پیشینه وجایگاه این دارودسته ورشکسته به تقصیرسیاسی، چه ازنظر پشتوانه مردمی و چه ازبابت کیفیت رابطه با حاکمیت، تاحدودی مضحک و خنده دار به نظر می آید: «امیدواریم پیش ازاین که دیرشود رهبری در سیاست های کلان نظدام و بویژه درزمینه تأمین حقوق و آزادی های اساسی مردم تجدید نظر لازم را به عمل آورد تا شاید انشاء الله از این وضع فلاکت بار اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی خارج شویم»!

به نظر نگارنده، اشتباه عمده ای که اصلاح طلبان به آن دچارند این است که یا براین باورند و یا دغلبازانه وانمودمی کنند که نظام ولایت مطلقه فقیه ازاین توان بالقوه برخودار است که «حقوق و آزادی های اساسی مردم» را تأمین کند و تنها مانع تبدیل آن به توان بالفعل این است که مقام معظم رهبری  در سیاست های کلان نظام تجدید نظر نمی کند.  اتفاقا در این مورد خاص، به خلاف بسیاری از موارد دیگر، باید به تشخیص درست، درایت و هوشمندی آیت الله خامنه ای اذعان کرد که به درستی متوجه تضادساختاری نظام با «حقوق و آزادی های اساسی مردم» شده و می داند که اگراندکی درسرکوب و کشتار وحشیانه و ارتکاب انواع جنایت ها کوتاه بیاید، مردم خود او و نظام و اصلاح طلبان بی بصیرتش را دود می کنند و به آسمان می فرستند.

مصطفی تاجزاده در بخش دیگری از نامه می نویسد: «سال گذشته را که رهبری [سال] تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام داده بود، درعمل تبدیل شد به سال ورود پورشه و فروش کلیه، امیدوارم امسال که حماسه سیاسی و اقتصادی نام گرفته، به سال رسوایی سیاسی و اقتصادی کشیده نشود»!

نویسنده : شهباز نخعی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s